متن زير ترجمه بخشي از يک کتابه که نمي تونم اينجا به دليل مشکلات فونتي! اسم انگليسيشو بنويسوم. اما آخرش مي نويسم! اين ترجمه رو خانم مهندس معاني جو انجام دادن و ازشون ممنونم.
نمونه اي از چرخه حيات پروژه
وقتي در مورد پروژه هاي ساخت و نصب صحبت مي کنيم، معمولاً منظور پروژه هايي است توسط يک سازمان به تنهايي انجام نمي شود. اگر چه چنين مواردي نيز وجود دارد و عنوان پروژه هاي ساخت و نصب به آن ها اطلاق مي شود ولي نوع متداول پروژه هاي ساخت آن هايي هستند که خارج از سازمان اوليه (مبداٌ) و توسط تيمي از متخصصين انجام مي گيرند.
چرخه حيات ]پروژه[ ساخت و نصب نوعاً شامل سه بازيگر (عامل) اصلي است: کارفرما، طراح و پيمانکار که اگر چه مسئوليت هر کدام از آن ها بستگي به طرح و نوع قرارداد انتخابي دارد ولي هر سه، نقش عمده اي در پروژه هاي ساخت به عهده دارند.
معمولا کارفرما نياز به يک امکان جديد و يا بهسازي امکانات موجود را تعيين مي کند. سپس آن را اجرا و يا اجراي آن را واگذار مي کند. مطالعات بيشتر (معمولا مطالعات امکان سنجي ناميده مي شود) براي تعيين امکان اجرا و شکل پروژه که بهترين و سودمندترين نتيجه را حاصل کند، انجام مي شود. اين مطالعات شامل بررسی گزينه هايي که نيازها را برآورده مي سازد (مديريت ارزش) و شکل مطلوب تامين منابع مالي (مديريت مالي) است. ممکن است کارفرما توانايي انجام اين مطالعات را داشته باشد ولي متداول است که خدمات مهندسين و يا مهندس/ پيمانکار براي انجام قسمت عمده به کار گرفته شود. اگر چه ممکن است اين فعاليت پيش پروژه مقاديري از داده هاي ورودي را براي پيمانکار فراهم کند ولي معمولاًاين گونه نيست. اين کار ممکن است توسط يک شرکت مهندسي پيمانکاري که توانايي اجراي طراحي و ساخت را دارد انجام شود.
تکميل موفقيت آميز مطالعات امکان سنجي، اولين و مهمترين رويداد مهم از رويدادهاي مهم انتقال1 است. اگر پروژه مورد تاييد قرار گيرد، اين نقطه، شروع انتخاب آن توسط کارفرماست. در بعضي موارد پروژه مورد تاييد قرار نمي گيرد و يا مطالعات امکان سنجي نشان مي دهد پروژه با معيارهاي مالي هماهنگي ندارد در نتيجه به شکست منتهي مي شود. ]در اين صورت[بهتر است که پروژه در مراحل اوليه منتفي شود تا اين که پول بيشتري براي پروژه اي که نهايتاً شکست مي خورد صرف شود.
بيشتر پروژه ها در پنج مرحله انجام مي شوند. در بعضي موارد تعداد مراحل به چهار مرحله کاهش مي يابد. هر يک از اين مراحل به خودي خود يک پروژه هستند و عملکرد و گروه هاي فرآيندي در اين مراحل همانند کل پروژه است. اين پنج مرحله ]طراحي[ مفهومي، برنامه ريزي (وتوسعه)، طراحي تفصيلي، ساخت، راه اندازي و تحويل هستند.
مرحله ]طراحي[ مفهومي نوعي از مطالعات امکان سنجي است که با تکميل آن و تاييد پروژه به پايان مي رسد. پيش از مرحله برنامه ريزي و توسعه، طراحي مفهومي انجام شده، ضوابط (معيارها) پروژه تاييد شده و طرح هاي پايه اي (اصلي) همراه زمان بندي، بودجه و برنامه ريزي چگونگي انجام طرح تفصيلي، ساخت و راه اندازي تهيه شده است. معمولاً لازم و متداول است که کارفرما اين طراحي هاي (پايه) معيارها و برنامه کار که اساس پيکر بندي پروژه را تشکيل مي دهند، مورد تاييد قرار دهد. در مرحله طراحي تمام جزييات طراحي تکميل و نقشه ها و مشخصات براي ساخت تحويل2 مي شود. اين کار به دو روش قابل انجام است:
▪ روش اول همان روش سنتي ساخت- مزايده- طراحي است که در آن همه طراحي انجام مي شود و سپس پروژه براي پيمانکاران ساخت به مزايده گذاشته مي شود.
▪ در روش دوم که طراحي- ساخت و يا طراحي طبقه بندي شده 3 ناميده مي شود، فرآيند هاي طراحي و ساخت به طور موازي انجام مي شوند.اين روش اگر چه جديد نيست اما محبوبيت خاصي دارد.
طراحي در مراحل متوالي انجام مي شود و سپس در مزايده قرار مي گيرد و يا با دستور کار ابلاغي ساخته مي شود. مهمترين مزيت طراحي- ساخت اين است که زودتر تکميل مي شود وبه پايان مي رسد.
وقتي ساخت به پايان مي رسد، پروژه براي تست و عمليات راه اندازي و تحويل به کارفرما آماده است. در پروژه هاي مهم و صنعتي، مرحله راه اندازي در بخش هاي متوالي و مطابق جريان فآيند انجام مي شود. در نهايت کل واحد مطابق طراحي انجام شده راه اندازي مي شود.
رويدادهاي بحراني پروژه ساخت و نصب عبارتند از:
▪ تاييد اوليه ]طراحي[ مفهومي (مطالعات امکان سنجي)
▪ تاييد معيار پروژه (پيکر بندي مبنا)1
▪ آمادگي براي راه اندازي اوليه
▪ تکميل قراردادي پروژه
موفقيت پروژه تا حد زيادي به انجام اين رويدادهاي بحراني و ضوابطي که آن ها را تاييد مي کند دارد.
وقتي در مورد پروژه هاي ساخت و نصب صحبت مي کنيم، معمولاً منظور پروژه هايي است توسط يک سازمان به تنهايي انجام نمي شود. اگر چه چنين مواردي نيز وجود دارد و عنوان پروژه هاي ساخت و نصب به آن ها اطلاق مي شود ولي نوع متداول پروژه هاي ساخت آن هايي هستند که خارج از سازمان اوليه (مبداٌ) و توسط تيمي از متخصصين انجام مي گيرند.
چرخه حيات ]پروژه[ ساخت و نصب نوعاً شامل سه بازيگر (عامل) اصلي است: کارفرما، طراح و پيمانکار که اگر چه مسئوليت هر کدام از آن ها بستگي به طرح و نوع قرارداد انتخابي دارد ولي هر سه، نقش عمده اي در پروژه هاي ساخت به عهده دارند.
معمولا کارفرما نياز به يک امکان جديد و يا بهسازي امکانات موجود را تعيين مي کند. سپس آن را اجرا و يا اجراي آن را واگذار مي کند. مطالعات بيشتر (معمولا مطالعات امکان سنجي ناميده مي شود) براي تعيين امکان اجرا و شکل پروژه که بهترين و سودمندترين نتيجه را حاصل کند، انجام مي شود. اين مطالعات شامل بررسی گزينه هايي که نيازها را برآورده مي سازد (مديريت ارزش) و شکل مطلوب تامين منابع مالي (مديريت مالي) است. ممکن است کارفرما توانايي انجام اين مطالعات را داشته باشد ولي متداول است که خدمات مهندسين و يا مهندس/ پيمانکار براي انجام قسمت عمده به کار گرفته شود. اگر چه ممکن است اين فعاليت پيش پروژه مقاديري از داده هاي ورودي را براي پيمانکار فراهم کند ولي معمولاًاين گونه نيست. اين کار ممکن است توسط يک شرکت مهندسي پيمانکاري که توانايي اجراي طراحي و ساخت را دارد انجام شود.
تکميل موفقيت آميز مطالعات امکان سنجي، اولين و مهمترين رويداد مهم از رويدادهاي مهم انتقال1 است. اگر پروژه مورد تاييد قرار گيرد، اين نقطه، شروع انتخاب آن توسط کارفرماست. در بعضي موارد پروژه مورد تاييد قرار نمي گيرد و يا مطالعات امکان سنجي نشان مي دهد پروژه با معيارهاي مالي هماهنگي ندارد در نتيجه به شکست منتهي مي شود. ]در اين صورت[بهتر است که پروژه در مراحل اوليه منتفي شود تا اين که پول بيشتري براي پروژه اي که نهايتاً شکست مي خورد صرف شود.
بيشتر پروژه ها در پنج مرحله انجام مي شوند. در بعضي موارد تعداد مراحل به چهار مرحله کاهش مي يابد. هر يک از اين مراحل به خودي خود يک پروژه هستند و عملکرد و گروه هاي فرآيندي در اين مراحل همانند کل پروژه است. اين پنج مرحله ]طراحي[ مفهومي، برنامه ريزي (وتوسعه)، طراحي تفصيلي، ساخت، راه اندازي و تحويل هستند.
مرحله ]طراحي[ مفهومي نوعي از مطالعات امکان سنجي است که با تکميل آن و تاييد پروژه به پايان مي رسد. پيش از مرحله برنامه ريزي و توسعه، طراحي مفهومي انجام شده، ضوابط (معيارها) پروژه تاييد شده و طرح هاي پايه اي (اصلي) همراه زمان بندي، بودجه و برنامه ريزي چگونگي انجام طرح تفصيلي، ساخت و راه اندازي تهيه شده است. معمولاً لازم و متداول است که کارفرما اين طراحي هاي (پايه) معيارها و برنامه کار که اساس پيکر بندي پروژه را تشکيل مي دهند، مورد تاييد قرار دهد. در مرحله طراحي تمام جزييات طراحي تکميل و نقشه ها و مشخصات براي ساخت تحويل2 مي شود. اين کار به دو روش قابل انجام است:
▪ روش اول همان روش سنتي ساخت- مزايده- طراحي است که در آن همه طراحي انجام مي شود و سپس پروژه براي پيمانکاران ساخت به مزايده گذاشته مي شود.
▪ در روش دوم که طراحي- ساخت و يا طراحي طبقه بندي شده 3 ناميده مي شود، فرآيند هاي طراحي و ساخت به طور موازي انجام مي شوند.اين روش اگر چه جديد نيست اما محبوبيت خاصي دارد.
طراحي در مراحل متوالي انجام مي شود و سپس در مزايده قرار مي گيرد و يا با دستور کار ابلاغي ساخته مي شود. مهمترين مزيت طراحي- ساخت اين است که زودتر تکميل مي شود وبه پايان مي رسد.
وقتي ساخت به پايان مي رسد، پروژه براي تست و عمليات راه اندازي و تحويل به کارفرما آماده است. در پروژه هاي مهم و صنعتي، مرحله راه اندازي در بخش هاي متوالي و مطابق جريان فآيند انجام مي شود. در نهايت کل واحد مطابق طراحي انجام شده راه اندازي مي شود.
رويدادهاي بحراني پروژه ساخت و نصب عبارتند از:
▪ تاييد اوليه ]طراحي[ مفهومي (مطالعات امکان سنجي)
▪ تاييد معيار پروژه (پيکر بندي مبنا)1
▪ آمادگي براي راه اندازي اوليه
▪ تکميل قراردادي پروژه
موفقيت پروژه تا حد زيادي به انجام اين رويدادهاي بحراني و ضوابطي که آن ها را تاييد مي کند دارد.
Construction extention to a guide to the project management body of knowladge - 2000 edition